دیروز گفت برنده رابطه های راه دور در اکثر مواقع فاصله است. حرفش منطقی و به نظر خودش دور از منظور بود اما به من حس بدی داد. حس ناامنی کردم. هیچوقت دلم نمیخواد از طرف آدم هایی که دوستشون دارم احساس ناامنی کنم.
و فاصله پدیده ای بیهوده بود!
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
همین که قبول کنیم اعضای خانوادمون زندگی خودشون رو دارن و گاهی میخوان گند بزنن بهش خیلی کمک میکنه. ولی چطوری خودم رو راضی کنم وقتی میدونم این مسیر درست نیست اما در عین حال معتقدم زندگی خودشه؟!
منی که هرچی یادم میاد عذاب وجدان کارای کرده و نکرده ام.
چطور اینکار رو کنم؟!
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
شاید بخاطر اینه که هر دفعه دلم میخواد بهش بگم دوستش دارم. تمام سلول های بدنم موافقن که دوستش دارم!
هنوز بهش نگفتم. تو گفتنش هیچ عجله ای ندارم.
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
بهم گفت «هیچ کاری رو نمیتونی بدون اعصاب خوردی و با روی خوش انجام بدی»
گفتم از خودتون یاد گرفتم.
جوابی نداد.
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
آره، یه دختربچه نمیدونم کجای دنیا تو کدوم کشور اسلامی صدای اذان شنید محو آرامشش شد.
کجای این صدا آرامش داره وقتی بدونی چه قوانینی پشتشه؟!
من این صداها رو میشنوم تپش قلب میگیرم. اعصابم خرد میشه انقدر که میخام منبع صدا رو خفه کنم...
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58
برچسب: نویسنده: الینا اکبریپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 7:58